انتظار
انتظار...
چه واژه ی غریبی است!
از تک تک حرف هایش انتظار می بارد!
از تک تک حرف هایش غربت و تنهاییست که فهمیده می شود...
کلمه ی انتظار چه درد عظیمی را به دوش می کشد !
چقدر پر مفهوم و گران قدر است این واژه...
و ما چه ساده از کنار این واژه ی غریب می گذریم و چقدر راحت به خودمان اجازه می دهیم که خود را منتظر بنامیم !بی آن که حتی لحظه ای به مفهوم حرفمان اندیشیده باشیم
بی آنکه حتی لحظه ای انتظار مولایمان را وجدان کرده باشیم...
انتظار هم مانند منتظر چقدر غریب و تنهاست...
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:42 توسط مهدیه
|
من به معجزه ی باران ایمان دارم! باران یعنی آرامش، یعنی نقطه چین تا خدا...