انگار عادت کرده ایم که مرتباْ بگوییم "الهم عجل لولیک الفرج"

عادت کرده ایم که هر جمعه همه با هم دعای ندبه را زمزمه کنیم و اشک بریزیم و با این کار وجدان خود را آسوده کنیم که مثلاْ ما نهایت سعی خود را برای فرج مولا کرده ایم اما اینکه او نمی آید دیگر مربوط به ما نیست!

عادت کرده ایم که بگوییم ما یک منتظریم! در واقع ما به ادعای انتظار عادت کرده ایم بی آنکه ذره ای واقعا منتظر باشیم

انگار زندگی بدون حضور موعود برایمان عادت شده است.

برایمان عادت شده است که به یاد مولا نباشیم اما بگوییم که ما لحظه ای از یاد شما غافل نیستیم!

عادت کرده ایم که هرگاه مشکلی داشتیم تنها برای حل مشکلمان به مولایمان متوسل شویم اما دیگر به سپاسگذاری بعد از گشایش در امورمان عادت نکرده ایم!

انگار ما عادت کرده ایم که هیچ گاه به عادات بدمان حتی فکر هم نکنیم چه برسد به اینکه بخواهیم آنها را اصلاح کنیم!