ماه شعبان،نیمه ی انتظار

کم کم همه جا رنگ میگیرد:سبز ،زرد ،نارنجی ،آبی ،با چراغها، ریسه ها، شبرنگها..

گویا اتفاق مهمی در راه است !آنقدر با عظمت که به خاطرش همه جا را آذین بسته اند .همه جا همه کس نام با عظمتی را تکرار میکنند .هر نفس بوی موعود را در لحظه ها میپراکند،لبها همه خندان است ،دلها همه سرگشته وحیران .منتظران همه در بیم و امید به سر میبرند آنها از خود میپرسند :آیا بالاخره دعاهای ما به اجابت رسیده است؟آیا توفیق درک محضر مولایمان را یافته ایم؟آیا ان اتفاق بزرگ لحظه ی دیدار است؟

ماه شعبان به سرعت به نیمه اش نزدیک میشود و به همراه آن صدای تپش قلبهای منتظران است که در عرش طنین انداز میشود.در وصف نمیگنجد آشوب دلهای منتظر.از خدا میخواهند نیمه ی شعبانشان را با فرج مولایشان ملکوتی کند .آنها دیگر تاب دوری را ندارند ،دیدار را میخواهند.تنها دعایشان بودن در کنار مولایشان است و ورد زبانهایشان الهم عجل لولیک الفرج ...

آنها میدانند که جشنشان بی حضور او جشن نمیشود اما باز به رحمت پروردگارشان امیدوارند و از ته دل مولایشان را میخوانند به این امید که امسال سال آخر انتظارشان باشد.انََِّّهُم یَرَونَهُ بَعیدا وَ نَریهُ قَریبا...

صدف دین خدا را در یکدانه تویی تو

                                           قدمی رنجه نما صاحب این خانه تویی تو